عالی

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 2 آذر ماه سال 1386
شب زنده دار
صبح به خیر!

شب زنده دار سیگار و دغدغه

لطفا اگر مشکلات جهان را

به جای درستی رسانده ای

بگیر بخواب ...

 

"سید علی صالحی"

 

جمعه 2 آذر ماه سال 1386
اکنون که مرگ ...

اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می‌کند

                       و نام تو را می‌پرسد

بیا در گوشَت بگویم

همین زندگی نیز

زیبا بود.

 

"شمس لنگرودی

سه شنبه 22 آبان ماه سال 1386
خواستم زنده بمانم غم دوران نگذاشت                خواستم غم مخورم
خواستم زنده بمانم غم دوران نگذاشت خواستم غم مخورم قصه هجران نگذاشت خواستم دست به هر کـار خلافی بزنـم آیه خـوف فمـن یعمــل قــرآن نگذاشــت خواستم صاحب زر گردم و سر نیزه زور مرگ چنگیز به یاد آمد و میدان نگذاشت خواستم بهر دو نان منت دونان بکشـــم پــاسخ مور به پیــغام سلیمـان نـگذاشــت خواستم از خم شادی دو سه جامی بزنم یاد آن خسته دل بی سر و سامان نگذاشت خواستم کاخ بسازم که کشد سر به فلک دیــــدن کوخ نشیــنان بیابـــان نگذاشـــت خواستم سفره شاهانه بچینم به طــــرب یـــاد آن گرسنه سر بــه گریبان نگذاشت خواســتم شعـــر بگویم که بخنند هــمه ناله بیــوه زن و اشــک یتیمان نــگذاشت نفس میخواست مرا منحرف از راه کند فطرتم بر سر عقل آمد و وجدان نگذاشت
سه شنبه 22 آبان ماه سال 1386
زندگی دو چیز به من آموخت : آرزوی مرگ و مرگ آرزوها

زندگی دو چیز به من آموخت : آرزوی مرگ و مرگ آرزوها

به جای دسته گلی که فردا در قبرم نثار می کنی امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن


به جای سیل اشکی که فردا بر قبرم می ریزی امروز با تبسمی شادم کن


به جای متن های تسلیت که فردا برایم می نویسی امروز با پیام کوچکی شادم کن

دوشنبه 21 آبان ماه سال 1386
قول چراغ جادو؟
سلام بر همه ی عزیزان
اگر یک روز قول چراغ اومد و از شما خواست که چهار ارزو کنیدچی میگید؟
دوشنبه 21 آبان ماه سال 1386
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست


همه دریا از آن ما کن ای دوست


دلم دریا شد و دادم به دستت


مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

کنار چشمه ای بودیم در خواب


تو با جامی ربودی ماه از آب


چو نوشیدیم از آن جام گوارا

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست


zomorodgreen.com